سيد محمد كمره اى
233
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
اين صحبتها تا مقارن غروب شد . بعد چون ناظم التجار دعوتى از عموم بهموجب رقيمه چايى نموده بود ، بينش آنجا رفته كه بههم بزند . موضوع دعوت به جهت ضيق ارزاق و نخواستن كابينه صمصام و بلكه خواستن كابينه وثوق الدوله . بعد بلند شده قرار شد ثبت اسناد يك روز ديگر دعوتى نمايد . بعد بيرون آمده مقارن مغرب بهطرف خانه دكتر حسن خان رفته ( كه دعوت نموده بود ) شب را هم مهمان باشم به خانه ايشان ، رفته ، شب حوزهء او بود . اظهار داشت كه همه حوزهها تقولق شده . تا ساعت دو و نيم سه نفر بيشتر نيامدند . ميلش بر اين بود كه بايد كابينه صمصام چون به اسم دمكراتى معروف شده و امتيازاتى مىدهد و خراب مىكند و چون رفقا در جريده ننوشتند كه كابينه صمصام كابينه دمكرات نيست از اين جهت بايد سعى كرد كه بيفتد و كار هم نمىكند . وثوق الدوله تحديد را به طومانيانس داد . صمصام راه جلفا را حالا مىخواهد يكصد و بيست و پنج هزار تومان از خارجه بگيرد و انبار ارزاق عمومى را به خارجه رهينه بدهد . وثوق الدوله كه بهتر كار مىكند . بعد چون من ملزم بودم به جهت دزد آمدن به خانه ، عذر از ماندن و شام خوردن خواسته ، گفت آقا ميرزا على اكبر [ را ] هم دعوت كردهام بيايد . ديگر من نمانده ، ساعت دو و نيم بيرون آمده سه و بيست و پنج دقيقه از شب گذشته به خانه آمدم . شام چلو و ماهى و خورشت نعنا و جعفرى خورده خوابيدم . اوضاع بد كمره سهشنبه هفدهم شعبان . - صبح از خواب بيدار و بعد از چايى برادر بابا خان نراقى با آدم امير مفخم كه او را راهنما باشد آمد . اظهار داشت كه امسال به واسطه چپاول اشرار و تعدى اجزاء امير مفخم و گرانى و سدّ جريان كسب از كمره متوارى به نراق بعد به قم آمده ، حال دو سه روز است به طهران آمده . اصرار به ماندن ناهار و اينكه منزلش همين اندرونى بنمايد نموده ، بعد رفت . باغبان عين الممالك آمده درختها را ديد كه قابل پيوند نيست و رفت . بعد يك و نيم به ظهر بلند شده ، ناهار اسماعيل كه چلو و خورشت و ماهى بود برداشته سوار واگون ، مريضخانه پياده ، ناهار را به اطاقدار مريض داده خودم به نظميه شعبه پنج تأمينات رفته ، رئيس شعبه اظهار داشت كه اين پسره مظنون بهسرقت